تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

376

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

دادند كه درآمد ماليات‌هاى زمينى و ديگر درآمدها چهارصد و بيست هزار هزار مثقال زر زده است كه اگر هر هفت مثقال را ده درهم حساب كنند ششصد هزار هزار درهم مىشود « 1 » . پس فرمود كه آن همه را در گنج‌خانه‌اى كه در تيسفون ساخته و بهار . . . خسرو « 2 » نام كرده بود بگذاشتند . و نيز در آن گنج‌خانه دوازده هزار كيسه « 3 » از

--> ( به تفصيل و به سبك رسمى ) مىنوشت كه اصل آن را دوباره براى دبير دارندهء مهر مخصوص ( صاحب الزمام ) مىفرستادند . اين شخص آن را از نظر شاه مىگذرانيد و آن را با آنچه در دفتر يادداشت ثبت كرده بود مطابقه مىكرد و آنگاه بر زير آن ( در صورت مطابقت ) در حضور شاه و يا نزديكترين معتمد او مهر مىنهاد ( و با اين ترتيب آن را قابل اجرا مىساخت ) . » مقصود از اين عمل آن بوده است كه دستورهائى كه به نام شاه صادر مىشده است درست با دستورهاى شفاهى او تطبيق كند . در اينجا دستگاه مراقبت دقيقى را مىبينيم كه اگر به طور جدى و صحيح كار مىكرد قاطع مىبود ( براى زمانهاى بعد رجوع شود به سفرنامهء شاردن ج 6 ص 8 ) . ( 1 ) - اين مطلب را ابن خرداذبه ( ص 42 ) و قدامة بن جعفر ( ژورنال آزياتيك سال 1862 م . 2 ص 180 به بعد ) نيز ذكر كرده‌اند ولى محرّف است و ناشران آن را نفهميده‌اند . اصطلاح مثقال كه معمولا براى وزن طلا است در اينجا براى وزن به كار رفته است نه ارزش آن . درهم نيز كه در حقيقت اصطلاحى براى وزن بود معمولا به معنى سكهء نقره به كار مىرود . به گفتهء بلاذرى ( ص 465 ) درهم را يك مثقالى و مثقالى و مثقالى مىگرفته‌اند ، ولى عرب‌ها درهم متوسطى به وزن مثقال ضرب مىكرده‌اند . اين نسبت در عرف و قانون مراعات مىشده است ( رجوع شود به مفاتيح العلوم نسخهء خطى ليدن ورق b 5 و b 6 و مقدمهء ابن خلدون چاپ كاترمر ج 2 ص 49 و 51 ) . به نظر مىرسد كه مقصود از درهم در اينجا رايج‌ترين سكهء نقرهء ايرانى باشد ولى ارزش نسبى آن كاملا درست درنمىآيد زيرا چنان كه پرچ به من اطلاع داده است درهم معمولى ساسانى ( نقره ) در حدود 70 فنيك آلمانى ، ( در زمان تأليف كتاب ) و يا 86 سانتيم فرانسوى ( ايضا در عصر تأليف كتاب ) مىشود و درهم عربى كه عيارش كمتر بود ( درهم قديم عربى ) در حدود 40 فنيك يا 50 سانتيم ارزش دارد . اگر درهم ايرانى را واقعا داراى يك مثقال وزن بدانيم ارزش نقرهء مبلغ مذكور در حدود 294 ميليون مارك يا 360 ميليون فرانك مىگردد . اما اگر به ارزش سكّهء عربى حساب كنيم در حدود 240 ميليون مارك يا 300 ميليون فرانك مىگردد . به نظر من مطلب نخستين درست‌تر است . ( 2 ) - اين نام از سه جزء مركب است كه از آن سه « خسرو » مسلم است و « بهار » خيلى محتمل است ولى جزء ميانه كاملا نامعلوم است . نام هشت گنج‌نامه كه فردوسى ذكر كرده است ( 2015 ) ما را راهنمائى بيشترى نمىكند ( در شاهنامه سومين گنج‌خانه به نام « بار » است : دگر گنج كش بار بوديش نام * چنان كس نديده است از خاص و عام و به نظر مىرسد كه همان مذكور در متن ما باشد ) . مجمل التواريخ از روى فردوسى نقل كرده است . ( ژورنال آزياتيك ، 1849 ج 1 ص 147 به بعد ) . ( 3 ) - در زمان شاردن ( ج 6 ص 15 ) در خزانهء شاهى پول را در كيسه‌هاى پنجاه تومانى مىگذاشتند كه برابر بود با 2250 فرانك و يا 750 اكو . يعنى به مقدار زيادى كمتر از كيسهء دورهء ساسانى ( تقريبا آن ) .